تبليغاتX
دونده

استاد انتظامي در مراسم اعتراض به قاچاق فيلم هاي سينماي ايران (امروز- سه شنبه )استاد "عزت الله انتظامی" بازیگر بزرگی است.شاید بزرگ، کمترین واژه ای باشد که می توان درباره آقای بازیگر سینمای ایران به کار برد. او فردا وارد ۸۴ سالگی می شود،درباره توانائی های استاد در بازیگری شکی نیست .او تا امروز در ۵۰ فیلم سینمایی به ایفای نقش پرداخته که عمده آنها از مطرح ترین آثار سینمای ما به شمار می آیند از گاو و آقای هالو گرفته تا روسری آبی و هامون و ناصرالدین شاه آکتور سینما. استاد در حوزه فعالیتهای اجتماعی نیز بسیار پر تلاش بوده و حرکت هایی همچون جمع آوری کمک های مردمی برای کودکان جنگ زده افغانی ، جذب حمایت های مردمی و دولتی برای از کار افتادگان سینما ،فعالیت های فرهنگی در خانه سینما، خانه تئاتر و موزه سینما و ... را در کارنامه دارد. به طور یقین او جایگاه مراد برای سینماگران دارد و بسیاری از فعالان این حوزه مرید او هستند. آیا تا به حال فکر کرده اید راز موفقیت استاد انتظامی در چیست ؟ به اعتقاد من که ده دوازده سالی است در کار روزنامه نگاری ام و شش هفت سال است بزرگ مرد سینمای ایران را از نزدیک می شناسم رمز موفقیت و محبوبیت او تنها "دقت در انتخاب  و وسواس در رفتار " است .

برای آنکه استاد را بهتر بشناسید و به این یقین نزدیک تر شوید بد نیست خاطره ای  از چند سال پیش نقل کنم. پائیز سال ۸۰ بود، آن روز ها که فیلم "گاو" بعد از ۳۲ سال بار دیگر روی پرده سینما سپیده رنگ گرفته بود. در اکران افتتاحیه استاد روی سن رفت و درباره گذشته و خاطرات فیلم سخن گفت که همه حرف ها و صحبت هایش را ضبط کردم و خلاصه آن در روزنامه ایران به چاپ رسید. در همین روزها به یکی از نشریات شهر قزوین هم مطلب می دادم که بیشتر ادای دینی به همشهریان بود تا کمک هزینه مالی. خیلی از هنرمندانی که اهل مصاحبه نبودند با من حاضر به گفتگو شده بودند به شرط آنکه فقط در همین نشریه چاپ شود ، آنها که دستی در مطبوعات دارند می دانند  انتظامی اهل مصاحبه کردن نیست و گفت وگو های محدودی از او در مطبوعات چاپ شده ، طبیعی بود که راضی به این مصاحبه نشود بنابراین همه متن سخنرانی او را در سینما سپیده تنظیم کردم و به این نشریه شهرستانی دادم که چاپ شد و البته خیلی هم مورد استقبال قرار گرفت. اما مصاحبه رودر رو لذت دیگری داشت. به استاد زنگ زدم و موضوع نشریه و باقی قضایا را تعریف کردم و موفق شدم نظر مساعدش را برای مصاحبه جلب کنم .قرار شد نسخه ای از نشریه را برایش بفرستم که فرستادم ،قرار مصاحبه هم گذاشته شد هر چند این مصاحبه انجام نشد، اما خاطره یک دیدار ارزشمند و البته آموزنده برایم به یادگار ماند و دوستی ما از همان جا ریشه گرفت و ماندنی شد . وقتی به موزه سینما رفتم استاد بسيار آزرده بود و گفت که نمی خواسته مرا ناراحت کند اما لازم بوده که یک نکته را حتما به من گوشزد کند و آن دقت در کارم بود. موضوع از این قرار بود که در یکی از ستون های چاپ شده ،آنجا که او درباره الیناسیون ( استحاله) حرف زده بود به جای الیناسیون اشتباها الناسیون تایپ شده بود. انتظامی به من گفت که نباید این اشتباه رخ می داده چون خواننده ممکن است نداند که اشتباه چاپی بوده و آنرا پای او بنویسد. هرچه توضیح دادم که در کار مطبوعات گاهی دقت فدای سرعت می شود قانع نشد و تاکید داشت که کار یک خبرنگار خوب همین است که به دقت مطالب را پیگیری کند چون اسمش زیر مطلب هست. در همین حین از انتخاب هایش درباره فیلمنامه های پیشنهادی ، برخورد های روزمره و حتی پیشنهاد های تبلیغاتی عجیب و غریب گفت و دائما تاکید داشت که یک بازیگر الگوی مردم است و نباید تن به هر کار و خطایی بدهد. او دو تا سه ساعت با متانت و احترام در همین خصوص حرف زد و نصیحتم کرد که اگر می خواهم آدم موفقی بشوم نباید از هر خطایی به راحتی بگذرم و تازه آن روز بود که  دانستم چرا انتظامی آقای بازیگر شده و از میان هم نسلانش تنها اوست که تا این حد در نزد مخاطبان عام و خاص احترام برمی انگیزد. او به شدت دقیق است و با وسواس همه فیلمنامه های پیشنهادی را می خواندو درباره امور روزمره اش بسیار دقیق است .البته هرگز آدم تلخی نیست و همواره خوش برخورد و خوش صحبت و  شوخ طبع است .اما در حوزه کاری متفاوت است ،از جدیت او در کارش همین بس که می دانیم در سن ۴۰ سالگی تحصیل در رشته تئاتر را در مدرسه هانوفر آلمان آغاز کرده است.

خدا او را بر ما و سینمای ایران تا سالهای سال ببخشد .انشاالله

+ نوشته شده در سه شنبه 29 خرداد1386ساعت 22:5 توسط بهمن عبداللهي |

امروز همه اهالی سینما از قاچاق فیلم های سینمای ایران حرف می زنند.قاچاق فیلم های روی پرده البته مختص امروز و امسال نیست و از شش هفت سال پیش با فیلم "آدم برفی"  شکل جدی به خود گرفت .اما ظاهرا امسال وضع کمی متفاوت بوده و آش ماجرا کمی شورتر شده است .خودتان را به جای تهیه کننده فیلم " چند می گیری گریه کنی"  بگذارید که هنوز فیلمش روی پرده ظاهر نشده ، از پیاده رو ها و راهروهای مترو  سر درآورده است. واقعا چه حالی به شما دست می دهد زمانی که دسترنجتان را پس از یک سال دوندگی و خون دل خوردن، سارق موتورسواری از دستتان بقاپد و حسرت شما توی ترافیک و دود گم شود؟ به نظر می رسد سینمای ایران دچار تب زدگی شده و به یک درمان قوی و البته سریع نیاز دارد .

درباره پایین آمدن فروش فیلمهای فصل بهار امسال به یک تحقیق ساده دست زدم و به این نتیجه رسیدم با آنکه تا اواخر خرداد امسال هم مثل سال گذشته ۱۲ تا ۱۳ فیلم اکران شده اند و البته پرفروشترین فیلم تاریخ سینمای ایران در همین فصل اکران شده اما متاسفانه در سه ماهه اول امسال نه تنها ما با فروشی بیشتر از سال ۸۵ مواجه نبودیم بلکه فروش امسال ۱۶۰ میلیون و ۲۷۴ هزار تومان هم کاهش داشته است. بسیاری معتقدند این اتفاق غم انگیز به دلیل رونق بازار سی دی های قاچاق بوده اما به نظر من دلایل دیگری هم در این فرایند موثر بوده اند. درهمین باره  و جزئیات دقیق آمارهای فروش فیلمهای امسال گزارشی در روزنامه ایران نوشتم که اگر برایتان جالب بود اینجا را بخوانید

+ نوشته شده در دوشنبه 28 خرداد1386ساعت 23:48 توسط بهمن عبداللهي |

عكس از مژفيلمخبر را حتما شنیده اید.بهمن قبادی کارگردان جوان ایرانی قرار است به عنوان دستیار افتخاری برناردو برتولوچی فیلمساز شهیر ایتالیایی با او همکاری کند .این اتفاق بیش از آنکه غیر منتظره باشد رویدادی است که در تاریخ سینمای ایران ماندگار خواهد شد. فارغ از آنکه بیندیشیم قبادی لیاقت حضور در کنار این کارگردان طراز اول جهان را خواهد داشت یانه باید گفت این اتفاق و رخدادهایی نظیر آن می تواند سینمای ایران را در جهان طرح کند.به اعتقاد من سینمای ایران در این مقطع باید رویکرد خود را از حضور در محافل جشنواره ای و دریافت جوایز بین المللی به سوی حضور پر رنگ تر در بخش تجاری - صنعتی مبدل کند.امروز در آغازین سالهای هزاره سوم ما چاره ای جز جهانی شدن نداریم و به جای آنکه خود را در مسیر امواج قرار دهیم بهتر است که به جریان سازی فکر کنیم .اتفاقاتی همچون دستیاری یک کارگردان ایرانی برای برتولوچی و ساخت آثار مشترک با سینماگران جهان گامهای نخست این برنامه می تواند باشد .

 بهمن قبادی را سالهاست می شناسم،از همان سالی که "زمانی برای مستی اسبها" را ساخته بود. یادم می آید بعد از مصاحبه ای طولانی درخواست کرد به عنوان مسوول روابط عمومی فیلمش با او همکاری کنم اما از آنجا که موافق این واژه و سمت که به غلط در سینمای ما جا افتاده نبودم قرار شد به عنوان مشاور مطبوعاتی همکاری داشته باشم و رضایتش از دوره همکاری مان باعث شد در فیلم "آوازهای سرزمین مادری ام" نیز همکاری ام ادامه پیدا کند. در این مدت دریافتم قبادی جوان باهوشی است که می داند از امکانات و آدمهای دور و برش چگونه استفاده کند. به جرات می توانم بگویم از قبادی پر انرژی تر و فعال تر کسی در سینمای ایران ندیدم، او البته بسیار خونگرم و زود جوش است و بعید می دانم در هر جشنواره ای که حضور پیدا کند منشا اثر نباشد،بنابراین طبیعی بود که یک روز به این موقعیت دست پیدا کند. او  تا امروز ۴ فیلم بلند ( زمانی برای مستی اسبها ، آوازهای سرزمین مادری ام  ،لاکپشت ها هم پرواز می کنند و نیوه مانگ ) و بیش از ۳۰ فیلم کوتاه ساخته است که ماحصل آنها جوایزی همچون دوربین طلایی کن ، صدف طلایی سن سباستین و ...است. این فیلمساز کرد ایرانی قرار است اوایل زمستان ( فصل آثار خودش!)به برتولوچی بپیوندد تا در جنوبی ترین نقطه ایتالیا کار جدید این فیلمساز بزرگ کلید بخورد.برتولوچي سازنده آثاری همچون بودای کوچک ، آخرین امپراطور ،آسمان سرپناه ،زیبایی ربوده شده و...است و پیش ازنیز این ژانگ ییمو، چن کایگه و...دستیار افتخاری او بوده اند.

درباره همکاری کارگردانان ایرانی با سینماگران جهان بد نیست بدانید که عمده این همکاری ها ساخت یک قسمت از فیلمهای اپیزودیک بوده ،کارهایی همچون ساخت فیلم یک دقیقه ای با دوربین برادران لومیر که به مناسبت یکصدمین سال تولد سینما اتفاق افتاد و عباس کیارستمی فیلمی به نام " شام یک نفره " داشت .این فیلم اینسرتی از یک ماهیتابه بود که پس از داغ شدن روغن یک تخم مرغ داخل آن می افتاد. فیلم دیگر اثری به مناسبت اولین سالگرد فرو ریختن برج های دو قلو بود که ۱۱ کارگردان از جمله سمیرا مخملباف در آن حضور داشتند .این فیلم " خدا، ساختن،تخریب " نام داشت و درباره کودکان افغانی شاغل در کوره پزخانه های ایران بود. کن لوچ،شان پن ،آموس گیتای ،یوسف شاهین ،شوهی ایمامورا، آلخاندرو گونزالس ایناریتو ،آده عیسی، دانیس تانوویچ ، جیر و کلود للوش دیگر سازنده های این فیلم ۱۱ اپیزودی بودند که در جشنواره ونیز ۲۰۰۲ به نمایش درآمد ."بلیت"ساخته سه اپیزودی دیگری است که کن لوچ و اورمانو اولمی به همراه عباس کیارستمی ساخته اند .این فیلم که در یک قطار اتفاق می افتد در سال ۲۰۰۴ تولید شد .در نهایت هم فیلم سه دقیقه ای عباس کیارستمی است که در ستایش تماشاگران سینما ساخته شده و قرار بود که ۳۳ کارگردان به مناسبت شصتمین سالگرد جشنواره کن آنرا بسازند که البته در مرحله عمل کیارستمی در کنار تعداد کمتری از آنها قرار گرفت .این فیلم با عنوان اصلی "هر کس سینمای خودش" تولید شد و همه هزینه اش را دفتر جشنواره تقبل کرد .کن لوچ،اناریتو ،رومن پولانسکی ،تئو آنجلوپولوس ،جین کمپیون ،چن کایگه ،برادران داردن ، برادران کوئن ، آکی کوریسماکی ،تاکشی کیتانو ،لارس فون تریر،ویم وندرس ، گاست ونسانت، وونگ کاروی و... از همکاران کیارستمی بودند و در نهایت فیلم طی مراسمی در بخش غیر رقابتی کن ۲۰۰۷ به نمایش درآمد .

+ نوشته شده در شنبه 26 خرداد1386ساعت 16:25 توسط بهمن عبداللهي |

عكس از همشهري فردا روز تولد "بابک بیات" است. زنده یاد بیات را در تاریکی یک اتاق مجردی پیدا کردم ، آنجا که با جمعی از بچه های محل فیلم های زیرزمینی می دیدیم.سالهای دهه ۶۰ بود و فیلم دیدن به راحتی این روزها نبود .ویدئو بتاماکاس اجاره ای با خرواری از فیلم های ته انباری و بنجل (ایرانی ،هندی ،ترکیه ای و گاه هالیوودی ) خاطره مشترک همه آدمهای نسلی است که عشق سینما بودند و پشت لبشان مثل من تازه سبز شده بود .آن روزها فیلمهای دو سینمای شهرمان را که از دم تیغ می گذراندم ، باقی روزهای بی فیلمی دل به آثار دست چندم صد بار پخش شده تلویزیون می سپردم و هفته ای یکبار با رفقا جشنواره فیلم های اجاره ای راه می انداختیم و ۲۴ ساعت بکوب فیلم می دیدیم و در یکی از همین شب ها بود که "فریاد زیر آب" را دیدم و "بابک بیات" در ذهنم رسوخ کرد.

فردا روز تولد بابک بیات است. زنده یاد بیات ۶۰ سال زندگی کرد که بیش از نیمی ازآن (۳۶سال)صرف فعالیت در حوزه آهنگسازی سینما شد .حسن کچل(ساخته زنده یاد علی حاتمی)بابک بیات را به سینمای ایران معرفی کرد و او تازمان مرگش (۵ آذر ۸۵)برای ۷۶ فیلم موسیقی متن ساخت که عمده آنها (۶۸ فیلم)متعلق به سالهای پس از انقلاب است. مسافران ،پرده آخر،نقطه ضعف ،عروس،مرسدس و...تعدادی از آثار او در سينما و افسانه سلطان وشبان و ولايت عشق در تلويزيون به شمار مي آيد و چه کسی است که اهل سینما باشد و ترانه های علی کنکوری ،شب آفتابی و فریاد زیر آب را از یاد ببرد. او همچنین آهنگساز توانایی در حوزه ترانه بود و عمده خوانندگان مطرح گذشته ،حتی سالهای پس از انقلاب به واسطه هنرمندی او به جایگاه مناسب خود دست پیداکردند،از داریوش و ابی گرفته تا محمد اصفهانی و خشایار اعتمادی و حتی مهران مدیری. آثار بابک بیات یک ویژگی مشترک داشتند و آن گرما و دلنشینی است ، او هنرمندی حسی بود و در زندگی واقعی اش نیز بسیار با احساس رفتار می کرد ، پس طبیعی بود که این حس و حال در آفرینش هنری اش نمود داشته باشد .

چند سال پیش ، درست در یک عصر پائیزی جویای خبری از استاد بودم ، تلفن را که برداشت بغض داشت، دلش گرفته بود ، از سینمای ایران، موسیقی، نامرادی روزگار و خیلی چیز ها حرف زدیم و البته خبر فراموشمان شد. از فریاد زیرآب و ضیافتها هم گفتیم. چند لحظه سکوت بین خطوط تلفن ایجاد شد ، فکر کردم شاید یاد ایام به سراغش آمده. سکوت بود ...چند لحظه ای گذشت و بعد ...صدای پیانو آمد. نشسته بود و می نواخت، با همان صدای خش دارش خواند ...ضیافتهای عاشق را...

تولدت مبارک آقای بابک بیات !!

+ نوشته شده در سه شنبه 22 خرداد1386ساعت 18:34 توسط بهمن عبداللهي |

مدتها بود به دنبال بهانه ای بودم تا با مسعود ده نمکی درباره دیدگاههای هنری و البته سینمایی او گفتگو کنم .تقدیر باعث شد با این کارگردان تازه کار درباره  حضورش در جشنواره فیلم کن  حرف بزنیم .با مسعود ده نمکی سالهاست آشنا هستم .این شناخت البته به واسطه ده ها گفت وگوی تلفنی با این فعال سیاسی در هفت هشت سال پیش( در گروه آیینه روزنامه ایران ) صورت گرفته است .اما او  مرا به بجا نمی آورد ،حتی پس از گفتگوی کوتاهی که اخیرا با او درباره فروش افسانه ای فیلمش داشتم .دلیل این موضوع شاید توجه بی اندازه ای است که این روز ها معطوف وی شده است توجهی که بار عمده آن به ساخت فیلم جنجالی "اخراجی ها " باز می گردد.شخصا معتقدم این فیلم گرچه اثر قابل اعتنایی نیست اما به عنوان کار اول یک فیلمساز قابل توجه است و آنچه مارابه قضاوت دقیق تر خواهد رساند  قطعا تماشای فیلم بعدی ده نمکی خواهد بود .گفتگویی که می خوانید روز چهارشنبه در " ایران " به چاپ رسیده و حاوی نظرات جالب مصاحبه کننده درباره جشنواره کن به عنوان مهمترین رویداد سینمایی جهان است . اصل مصاحبه را اینجا می توانید بخوانید

+ نوشته شده در جمعه 18 خرداد1386ساعت 18:15 توسط بهمن عبداللهي |

آنتوني كوئين در فيلم هفت خدمتكار ساخته داريوش شكوفنده عباس كيارستمي به زودي پروژه جديد خود را كليد خواهد زد. اين فيلم كه "رونوشت برابر اصل است" نام دارد فصل پائيز و با بازي ژوليت بينوش در ايتاليا جلوي دوربين خواهد رفت. شايد به نظر بيايد كه اين ستاره فرانسوي بالاخره طلسم حضور بازيگران مطرح جهان را در آثار فيلمسازان ايراني خواهد شكست. اما  واقعيت چيز ديگري است.

 فارغ از آنكه تعدادي بازيگر درجه چندم در آثارسينماگران ايراني همچون عشق بدون مرز، تاواريش، بازمانده، آشوبگران، كافه ترانزيت و...به ايفاي نقش پرداخته اند والبته مهمترين آنها جونيت آركين (فخرالدين) بوده  كه در فيلم بازي با مرگ ساخته حميد تمجيدي حضور داشت. در واقع  آنتوني كوئين نخستين بازيگرمطرحي است كه در آثار كارگردانان ايراني به ايفاي نقش پرداخته است. اين فيلم "هفت خدمتكار" نام دارد و توسط داريوش شكوفنده (داريوش شوكوف) درسال 1996- درست شش سال پيش از مرگ اين بازيگر بزرگ – ساخته شد.

البته اين ستاره آمريكايي مكزيكي الاصل  از ايران شناخت كافي داشت و در سالهاي قبل از انقلاب(1978) براي بازي در فيلم "كاروانها" به كارگرداني جيمزفارگو (همراه با بازي بهروز وثوقي و محمد علي كشاورز) در ايران حضور پيدا كرده بود. او در فيلم هفت خدمتكار نقش پيرمردي را بازي مي كند كه شش نفر را استخدام مي كند تا به آرزوي عجيبش جامه عمل بپوشانند.درباره فيلم هفت خدمتكار درست چند روز پس از مرگ آنتوني كوئين با داريوش شكوفنده گفتگويي (در تاريخ 12 تيرماه 80) انجام دادم كه  خواندنش شايد برايتان جالب باشد ، به ويژه اينكه 14 ماه بعد سالگرد درگذشت بازيگر نقش حمزه و عمر مختار است ،اين مصاحبه را در پائين لينك داده ام .

ژوليت بينوش ستاره فرانسوي اما درباره فيلم جديد كيارستمي بد نيست بدانيد كه فيلم كيارستمي "رونوشت برابر اصل است" يك فيلم عاشقانه در سبك جديدي از آثار استاد است و به داستان يك گالري دار هنري در شهري از ايتاليا مي پردازد كه با يك نويسنده جوان برخورد مي كند  و... اين فيلم با سرمايه گذاري MK2 ، دو استوديوي ايتاليايي و انگليسي و اعتبار شش ميليون دلار ساخته خواهد شد. ژوليت بينوش سال گذشته به ايران آمده بود و گرچه در محافل مختلف و مصاحبه ها عنوان كرده بود كه براي آشنايي بيشتر با كيارستمي به ايران آمده اما ظاهرا سفر بازيگر فيلمهاي آبي، شكلات ، دميج و... براي مقدمات همكاري با كيارستمي در اين فيلم بوده است .مصاحبه با داريوش شكوفنده را اينجا بخوانيد

+ نوشته شده در یکشنبه 13 خرداد1386ساعت 12:21 توسط بهمن عبداللهي |

 شصتمین جشنواره فیلم کن به پایان رسید. این هم چند عکس جالب از عباس کیارستمی ، محسن و سمیرا مخملباف،نیکی کریمی ، مرجان ستراپی و...

عباس کیارستمی (نفردوم از راست )

مرجان ستراپی (نفر چهارم از راست )به همراه کارگردان دوم پرسپولیس،کاترین دونوو(دوبلورفیلم)و سیمون اکبریان

محسن  و سميرا مخملباف در شصتمين كن

یک عکس غیر منظره از محسن مخملباف به همراه سمیرا دخترش

این هم نیکی کریمی

ودر نهایت مرجان ستراپی پس از دریافت جایزه ویژه هیات داوران

+ نوشته شده در دوشنبه 7 خرداد1386ساعت 23:4 توسط بهمن عبداللهي |

رسول صدر عاملی جدا از آنکه فیلمساز قابل اعتنایی است خیلی خوش برخورد است و با اهالی رسانه هم رابطه ای بسیار نزدیک دارد .این رفتار شاید به خاطر روزنامه نگار بودنش درسالهای دور  باشد.گذشته از آنکه ده یازده سال است ایشان را می شناسم و در فیلم "دیشب باباتو دیدم آیدا" هم به عنوان مشاور مطبوعاتی و رسانه ای با فیلم همکاری داشتم ،از سالهای دهه ۶۰ با آثار صدر عاملی ارتباط خوبی برقرار می کردم .از رهایی به دلیل جسارت در بیان تلخی جنگ خوشم آمد و پائیزان را به دلیل حس نوستالژیکش دوست داشتم .گلهای داودی هم گرچه دچار سانتی مانتالیسم بود اما یک سرو گردن از آثار ملودرام همان سالها بالاتر قرار می گرفت .معتقدم دختری با کفشهای کتانی از این فیلمساز چهره ای کامل به نمایش گذاشت و ترانه باعث شد صدر عاملی پای در تالار بزرگان بگذارد .قرار بود با ایشان درباره سینمای کودک و نوجوان حرف بزنم اما به دلیل از دست رفتن زمان  و عقب افتادن مکرر مصاحبه مصمم شدم درباره موضوع علاقه مندی فیلمسازان به کار در تلویزیون گفتگو کنم .موضوعی که کمتر بدان پرداخته شده و مساله این سالهاست .داود میر باقری ، ابراهیم حاتمی کیا ،کیومرث پوراحمد،محمد حسین لطیفی ،مسعود جعفری جوزانی ،فریدون جیرانی ،شهرام اسدی ،شهریار بحرانی ،کاظم راست گفتار و... از دیگر کارگردانانی هستند که به ساخت سریال و فیلم های ویدئویی علاقه نشان داده اند .گفتگویم با رسول صدر عاملی تحت عنوان "کسی به فیلمساز نامه    نمی نویسد " امروز در ایران چاپ شده که اینجا می توانید بخوانید

+ نوشته شده در دوشنبه 7 خرداد1386ساعت 10:13 توسط بهمن عبداللهي |

"سالن سینما" نیاز امروز جامعه ماست .اگر نگاهی به مشکلات متعدد سینمای ایران بیندازیم خواهمیم دید که بزرگترین مساله موجود عدم استقبال مردم از سینماست . گر چه کارشناسان سینما معتقدند که معضل اصلی در پایین بودن کیفیت فیلمها، نبود تنوع در موضوعات و البته محدودیت در بیان مسائل جاری جامعه است ،اما بخشی از رویگردانی مردم از سینما می تواند به محدویت تعداد سینماها ،عدم دسترسی در برخی نقاط و البته کیفیت پایین بسیاری از سالنهای موجود بازگردد. بنابراین احداث هر سینما،بازسازی سینماهای موجود و حتی وعده افزایش سالنهای سینما خبر خوشی برای سینمای ایران محسوب می شود .سینما مثل بسیاری از پدیده ها مجموعه ای از عناصر به هم پیوسته است .در اینجا هم "سالن مناسب"حلقه ای برای جذب مخاطب بوده و به همین ترتیب می توان انتظار فروشی بالاتر برای آثار سینمایی و در نتیجه حرکت برای چرخ های اقتصاد زنگ زده  سینما داشت .

پنج شنبه گذشته سینما شهر تماشا در کرمان افتتاح شد و تقدیر این بود که به عنوان روزنامه نگار همراه هیات همراه معاون سینمایی وزیر ارشاد باشم .این سینما از یک سالن به دو سالن ۳۹۰ و ۸۰ نفره تبدیل شده بود . در این مراسم مدیر کل ارشاد کرمان گفت که سینما مهتاب کرمان یکی از ۱۰ سینمای پرفروش کشور است .این نکته وادارم کرد به فکر فرو بروم و با خود بیندیشم واقعا اگر در هر شهر چند سینمای باکیفیت پخش مناسب و جذاب به لحاظ معماری راه اندازی شود آیا باز هم این تفریح جمعی جدی گرفته نخواهد شد ؟ پاسخ این پرسش به همان دلایلی باز می گردد که پیشتر اشاره شد .

در مورد سینما های کشور بد نیست اشاره کنم که نخستین سینمای کشور در روز سوم مهر ماه سال ۱۳۰۵ با عنوان سینما گراند هتل در گراند هتل (محل فعلی تئاتر نصر لاله زار ) افتتاح شد و تا پیش از انقلاب ما با جمعیت ۳۰ میلیونی حدود ۴۰۰ سینما داشتیم .این رقم در سال ۸۴ مجموعا ۲۵۱ سالن( با احتساب سالن های چند پرده ای )بوده ،در سال گذشته دو مجموعه اریکه ایرانیان ،مجموعه ای در یافت آباد و یک سالن در آریاشهر احداث شده که خودش بسیار حائز اهمیت است چون در سالهای بعد از انقلاب جز سینما پایتخت شاهد احداث هیچ سالنی نبوده ایم . در باره سینما سازی و بازسازی سینماهای موجود اوایل فروردین ماه با مجید مسچی مدیر عامل موسسه سینما شهر( نهاد مسوول در بخش توسعه و تجهیز سینماها) گفتگویی کرده بودم که چاپ شد.اما اگر تمایل به خواندنش داریدبه اینجا مراجعه کنید

+ نوشته شده در شنبه 5 خرداد1386ساعت 13:42 توسط بهمن عبداللهي |

حضور بازیگران خارجی در سینمای ایران خبر تازه ای نیست. در سینمای پس از انقلاب در تعدادی از فیلمهای تولید شده از بازیگران خارجی استفاده شده است اما حضور آنها چندان چشمگیر نبوده است .در واقع دلیل بازی کردن هنرپیشه ای خارجی در فیلمهای ایرانی به دو مورد بازمی گردد .نخست  بهره گیری از حضور آنها به عنوان یک عنصر تبلیغاتی و بالابردن رقم فروش و دوم وجود کاراکترهای خارجی در فیلمنامه که فیلمساز را ناچار از استفاده یک بازیگر خارجی زبان به جای بدل ایرانی او می کند.عشق بدون مرز، تاواریش،بازمانده ، آشوبگران ، فرش باد و... در سالهای گذشته و ازدواج به سبک ایرانی ،کافه ترانزیت ،حافظ و ... در یکی دوسال گذشته نمونه هایی از این مجموعه اند .گر چه باید گفت تقریبا هیچ یک از این هنرپیشه های این سالها عنوان بین المللی ندارند و نتوانسته اند مورد توجه مخاطب عام وخاص قرار بگیرند .دلیل این امر هم واضح و روشن است چرا که هزینه صرف شده برای فیلمهای ایرانی در حدی نیست که بتوان از عهده دستمزد و مخارج بازیگران مشهور و بین المللی برآمد. در همین باره یکی از مهمترین موارد را باید خیز مسعود جعفری جوزانی برای دعوت از براد پیت در پروژه "باسکر ویل" دانست که البته به همان دلایل هرگز اتفاق نیفتاد .همچنین بد نیست بدانید که مهمترین ستاره ای که در سینمای پس از انقلاب دیده شده جونی تارکین (فخرالدین ) بازیگر ترکیه ای است که در فیلم بازی با مرگ ساخته حمید تمجیدی ظاهر شد .

روز یکشنبه با احمد رضا درویش گفتگویی داشتم درباره فیلمهای جدیدش، کارگردان صاحب نامی که فیلم " دوئل " را سه چهار سال پیش از وی دیده ایم .درویش در این گفتگو که دیروز در "ایران" به چاپ رسید از دو پروژه بیگ پروداکشن خود گفت و به انتخاب بازیگران خارجی ( عربی و غربی )اشاره کرد .امیدوارم این بار شاهد حضور بازیگران مطرح در سینمای ایران باشیم و البته با پشتکاری که از درویش سراغ داریم خیلی هم از او بعید نیست . گفتگو را اینجا بخوانید

+ نوشته شده در سه شنبه 1 خرداد1386ساعت 11:28 توسط بهمن عبداللهي |