سوم خرداد يكي از مهمترين كليد واژههاي هشت سال جنگ است، تا آنجا كه روز آزادسازي خرمشهر در نگاه هر ايراني از خاطرهانگيزترين ايام چند دهه اخير به شمار ميآيد. از همين رو سينماگران هم تلاش كردهاند تصاوير اين روز ملي را برافكار عمومي نقش بزنند. حال آنكه تا چه حدي توانستهاند تصوير ايثار و مقاومت مردم و رزمندگان را در 34 روز نخست جنگ تحميلي و آن 545 روز اشغال به تصوير بكشند، قدري نياز به بررسي و تأمل دارد.
نگاهي به ژانر دفاع مقدس در سينماي ايران و نيز تلويزيون ما نشان ميدهد در اين 28 سال رقمي نزديك به هزار فيلم و اثر بلند، كوتاه، مستند و تلويزيوني با موضوع دفاع مقدس، مقاومت مردم و حاشيه جنگ تحميلي توليد شده است كه از اين ميان سهم فيلمهاي بلند حدود 300 اثر بوده است. از ميان اين 300 فيلم هم تقريباً 100 فيلم مستقيماً به موضوع جنگ تحميلي پرداختهاند اما همه اين آثار همنگاه دقيق و مستندي از جنگ نداشتهاند و بسياري از اين 100 فيلم هم با بهرهگيري از مضمون جنگ و مبارزه با نيروي متخاصم رويكردي تجاري و گيشهاي در پيش گرفتهاند و هر چند كه اين گونه آثار در دوران جنگ وجوه حماسي رزمندگان وتهييج افكارعمومي را بر ضد رژيم بعثي عراق برعهده داشتهاند، اما فيلمهايي بودهاند كه خيلي زود از دايره افكار جمعي بيرون رفتهاند اما شكل دوم آثار دفاع مقدس نوعي از فيلمها هستند كه با نگاهي واقعگرا، ظريف، انساني و البته برگرفته از ايدئولوژي اسلامي، مسائل و رويدادهاي اين دوران را دستمايه قراردادهاند. سينماگراني همچون زندهياد رسول ملاقليپور، ابراهيم حاتميكيا، احمدرضا درويش، عزيزالله حميدنژاد و... از گروه كارگرداناني بودندكه قهرمانان جنگ را بهخوبي معرفي كردند. در واقع بسياري از سينماگراني كه ژانر «دفاع مقدس» را در سينماي ايران پايهريزي كردند يا از اهالي همان منطقه جنگزده همچون خرمشهر و آبادان بودند و يا از جمله افرادي بودند كه تلخي و خشونت جنگ يا مبارزه آرماني را با پوست و گوشت خود احساس كردهبودند. بنابراين «خرمشهر» كه همچونموجودي زنده در ميان شخصيتهاي اين هشت سال شناخته ميشود از نگاه همين سينماگران به نيكي تصوير شده است. هرچند تعداد اين آثار تنها شش فيلم است. يكي از سينماگراني كه خرمشهر در آثارش نقش و اهميتي ماندگار دارد احمدرضا درويش است كه در سه اثر «كيميا»، «سرزمين خورشيد» و «دوئل» واقعه مقاومت مردم اين شهر و سقوط آن را بهخوبي تصوير كردهاست. تصويري كه درويش در اين سه اثر بويژه در فصل افتتاحيه ميدهد تصويري هنرمندانه توأم با خشونت يك جنگ نابرابر است كه هرگز در سينماي ايران نميتوان مشابه آن را پيدا كرد. رسول ملاقلي پور در «بلمي به سوي ساحل» روايتي از يك گروه رزمنده ارائه ميكند كه در مهرهماه 59 وظيفه دارند براي تهيه كروكي به دل نيروهاي دشمن بزنند. او گرچه در اين فيلم نگاهي ماجراجويانه دارد اما در آثار بعدياش همچون «پرواز در شب»، «نجات يافتگان» و «سفر به چزابه» با رويكردي هنرمندانه وقايع جنگ را بررسي ميكند.
مهدي مدني هم در مستند «پلآزادي» به ساختن پلي ميپردازد كه منجر به پيروزي سپاهيان رزمنده در خرمشهر ميشود. محمدحسين لطيفي يكي از كارگردانان نسل جديد است كه با فيلم «روز سوم» بار ديگر تصوير خرمشهر را در نگاه سينماگران زنده كرد. او داستان آخرين روزهاي مقاومت در بخش غربي خرمشهر را با حضور دو شخصيت كه خواهر و برادرند روايت كرد؛ فيلمي كه هم جنبه هاي هنري قوي و هم ويژگيهاي تجاري را دربرداشت و به همين دليل مورد توجه هر دو گروه تماشاگران خاص و عام قرار گرفت. شايد در ميان مجموعه آثار سينماي ايران و بويژه ژانر دفاع مقدس بتوان چند اثر ديگر را پيدا كرد كه در فصلهايي از آن مقاومت مردم خرمشهر ، دوران سقوط و آزادسازي اين شهر تصوير و روايت شده باشد اما واقعيت اين است آنچنان كه بايد به اين اتفاق تاريخي در سينما پرداخته نشده و حق مطلب ادا نگرديده است. بويژه آنكه عمده فيلمهاي موجود - كه چند نمونه از آنها ذكر شد- به موضوع سقوط خرمشهر پرداختهاند و فيلمي كه حماسه آزاد سازي خرمشهر را نمايش بدهد ومشخصاً در اينباره توليد شده باشد هنوز ساخته نشده و جاي اين فيلم در سينماي ايران خالي است.